
اگرپرده ی دل را می دریدم
و ازرویای عشقت می پریدم!
دلمویران غم هایت نمیشد
اگرجای تو سگ را میخریدم!
هماهنگ با خدا و باد بودم
و ازذاتم به هستی می وزیدم
بهپاهایم زنجیری نمی شد
بهآینده فنر وار می پریدم! ...
تو هممشغول نقشهای جدیدَت
غریقاین طمعهای شدیدَت!
کنارساده ای دیگر به دامِ
دوکندوهای آغوش پلیدت...
اگرپرده ی دل را می دریدم
و ازاین باکره زن می رمیدم!
و بیآتش ز خامی پخته بودم...
دگردر این تهی نمی چریدم! ...
از کتاب نتهای خارج: فرامرز فرحمهر
برچسب:
نویسنده: حامد