خرید بک لینک

   

   زندگی یه بازیه مهره بی اثر می خواد
   زندگی مترسكُ دلقكُ بازیگر می خواد!
   یه نفر كه بره باشه، توی زندان یه چوپان
   توی گله های زنگی، سر به فرمان یه چوپان


   اما من دلم نمیخواد،مثِ بره ها بمونم
   تشنه جنگل سبزُ، اونورای بی نشونم!
   زندگی برام یه راهِ، تارُ مشكوكُ بهونس
   كوكِ ذهن بره ها از، ساز ناكوكِ زمونس


   تو میخوای بمون تو گله، من ولی فكر فرارم
   اگه زندگی منو خورد، بنویس روی مزارم!
   اون یه شیر جنگلی بود، اون پرندهُ یه ماهی
   اون نمی خواس بره باشه،تو توَهمای واهی!


   اون میخواس راهیِ عشقی،كه همیشه مسته باشه
   اون دلش می خواست تو دریا، قایقی شكسته باشه!
   اما تن نده به راهِ ، پوچ موج سردِ عادت
   رسم پوچ بره هارُ ، نكنه دیگه رعایت 


   بره سمتِ آرزوئی،كه یه عقده شد تو سینه 
   بره جائی كه خودش رُ، آینه تو آینه ببینه
   از کتاب نتهای خارج: فرامرز فرحمهر
  
یک کار قدیمی که اصلا جز کتاب هم نبود و شانسی لای ورق پاره های تو کمدم پیدا کردم...
   این کمد من جادوییه! فقط مونده از توش یک خرگوش در بیاد!

برچسب: نویسنده: حامد تاريخ: پنجشنبه 16 / 6 ساعت: 20:38

صفحه بندی