
چراخواب تورُ دیدم،؟ برو از جون من دیگه
یکیاسم تورُ هرشب، تو پوستُ گوشت من میگه
یکیهر لحظه چشماتُ میذاره تو درُ دیوار
یهودلتنگ تو میشم ، یهو دلتنگ تو انگار..
تورُاز صبحُ ظهرُ عصر، کشیدم تا رها باشم
ولیوقتی که شب میشه،باید از خواب تو پاشم
دوباره عین اون روزا، عجیب! انگار که هستی تو
کنارمتوی کافی شاپ، با اون حالت نشستی تو
بهممیگی کنار تو، چه لحظه های نابی هس
منوتو آرومُ بیرون ، ببین چه انقلابی هس...
میگیریسفت دستامو، با اون دستای کوچیکت
میریزهاشکای داغت ، رو اون لبهای شیرینت
چراخواب تورُ دیدم؟ تو دیگه پیش من نیستی
تو تومنطقه ی قبلم، توی لیست تروریستی
...
دارمدیوونه میشم، خدایا پس کجایی تو؟
اگرالان نیای بهتر ، که بعدآ هم نیایی تو...
برچسب:
نویسنده: حامد