ـ لباساشو رو درمیاره ، رنگ روشن ها رو تو یک سبد و تیره ها رو تو یکی دیگه میگذاره
ـ در حموم رو از تو قفل میکنه، جلوی آیینه می ایسته، شکمش رو که تمام مدت داده بود تو، میده بیرون و شروع میکنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
ـ در کمد رو باز میکنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت،مو، بدن، کف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان
ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت کننده وپرپشت کننده و براق کننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده
ـ یکبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره
ـ نرم کننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله
ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه که تمام مواد شیمیایی از موهاش پاک شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میکنه
ـ موهاش رو حسابی می چلونه? حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میکنه. از اینکه در اثر کشش حوله چشم و ابروش کشیده شده احساس خوشگلی می کنه و یه ماچ گنده واسه عکس خودش تو آیینه میفرسته
ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوک دماغش سبز شده
ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میکنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت
ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میکنه
ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب کنه
ـ 45 دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میکنه
ـ همون طور که رو تخت نشسته لباساشو میکنه. هر کدوم رو پرت میکنه یه گوشه اتاق
ـ نیم وجب حوله رو میگیره دورش و میره به سمت حموم
ـ می ایسته جلوی آیینه. شکمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ فیگور راست نیم ساعت قربون صدقه خودش میره (این قدوبالا رو ببین چه کرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میکنه
ـ زیر بغلش رو بو میکنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز، آبی، بنفش
ـ در کمد شامپو ها رو باز نمیکنه چون اصلا توش چیزی نداره
ـ صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره
ـ نرم کننده مو؟؟؟؟؟؟؟ برو بابا
ـ از زیر دوش میاد بیرون و یکهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و کف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشک میکنه
ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دورش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق
ـ حوله خیس رو پرت میکنه رو تخت و 2 دقیقه ای لباس می پوشه
برچسب:
نویسنده: حامد
تاريخ: پنجشنبه
16 / 6 ساعت: 20:41